|
خلاصه اي از کتاب طریقه الراشدین و حجه المسترشدین: و اما ذکر: ذکری که کرام الکاتبین آنرا نمی شنوند بر ذکری که می شنوند هفتاد برابر فضیلت دارد. و برای هر چیزی پاک کننده ایست و پاک کننده دل ذکر الهی است. ذکر خفی بر مریدان این طریقه افضل تر است . هر گاه بر شیخ صفت جلالی خداوند متعال و صفت کبریاء و عظمت او غلبه کند حالت قبض به او دست می دهد و نفس خود را در این حالت مانند چیز بی ارزشی ناچیز می بیند لذا در این حالت اگر از مرید به اندازه ذره ای بی ادبی مشاهده کند برای مرید چون کوه ظاهر می شود و بهتر است که در این حالت از صحبت با مرشد دوری کند. اما زمانیکه بر مرشد صفت جمال خداوند و رحمت و مغفرت او غالب شود پس در آن زمان ذوق و شوق به لقای خداوند تعالی حاصل می شود و احوال شیخ که ذوق و شوق و گریه است به آنان سرایت می کند در چنین حالتی با شیخ هم نشینی کن و از او دور مباش . بیعت: پیمانی است که آنرا انسان بر نفس خود می بندد تا مخلصانه از امام فرمانبرداری کند و به عهد خود وقا کند. علما درباره گرفتن شیخ و اخذ طریقه و لزوم سلوک گفته اند: به تجربه ثابت شده است که پاک شدن از پلیدیهای معنوی و آلودگی های باطنی و حضور و خضوع در نماز به موجب این حدیث شریف : " این که خدا را طوری عبادت کنی که گویا او را می بینی" که از آن به مقام احسان تعبیرمی شود میسر نمی شود مگر با سلوک نمودن زیر نظر شیخی کامل که عالم به علاج امراض و نیز عالم به حکمت معاملاتشان از روی علم و ذوق و تجربه باشد. شیخ عارف برای مرید مانند آب برای زراعت است اگر زراعت را آبی نرسد از زمین هیچ چیز نمی روید و سبز نمی گردد و به کمال نمی رسد. بدان که طریقه نقشبندیه در حقیقت طریقه صحابه کرام (رض) است بدون کم و زیاد .زیرا روش ایشان عبارت است از : مداومت بندگی در ظاهر و باطن و التزام به سنت و عمل به عزیمت و پرهیز کامل از بدعت در تمام حرکات و سکنات و در عادات و معاملات توام با حضور دائمی دل با خدای تعالی با فراموشی و غفلت از غیر آن و غرق شدن در یاد و حضور او تعالی. بعضی از سالکان این طریقه در یک لحظه به مقصد اصلی رسیده اند و بعضی در یک روز و کسانی دیگر در مدت یکسال و عده ای در چند سال واصل گشته اند. نهایت در طریقه اکابر نقشبندیه در بدایت مندرج شده است و اقتداء ایشان در آن به صحابه رسول الله (ص) می باشد چرا که آنان در اول صحبت رسول الله (ص) به چیزی رسیدند که در نهایت آن حاصل می شود و آن به سبب اندراج نهایت در بدایت است. همانطوری که ولایت محمدی فوق تمام ولایات است آنها منسوب به صدیق اکبر(رض) است. در اين طريقه افراط در گرسنگي و بي خوابي نيست بلكه در هر امر ميانه روي رااختيار مي كنند خلوت ايشان در جلوت است در هر مجلسي براي آنها خلوت و گوشه اي است در مجالس حاضر مي گردند در حاليكه دلهايشان در محضر مولايشان بوده و از غير او خالي نيست پس در ظاهر با خلق و در باطن با حق مي باشد. و چه خوش گفته است شاعر : " از برون در ميان بازارم وز درون خلوت است با يارم " در بهره گيري از اين روش پيران و جوانان و كودكان برابرند انتهاي اين طريقه در ابتداي آن درج شده است به عبارت ديگر ابتداي اين طريقه انتهاي طريقت هاي ديگر است زيرا كه در آن كشش محبت ذاتي است به سبب فضلي كه از جانب خداوند متعال به واسطه صديق اكبر(رض) دراين طريقه نهاده است. بدانكه انسان از ديدگاه حضرت مجدد الف ثاني (رح) مركب از ده لطيفه است : پنج لطيفه از عالم امر و پنج لطيفه از عالم خلق. لطايف عالم امر عبارتند از: قلب و روح و سِر و خفي و اخفي. عالم امر بر چيزهايي كه به مجرد امر (كن باش و بوجود آي) ظاهر شدند اطلاق مي كنند وعالم خلق را بر آنچه كه به طور تدريج آفريده شده اند نسبت مي دهند عالم خلق زير عرش ولي عالم امر فوق عرش مي باشند. هنگاميكه خداي تعالي پيكر آدمي را آفريد همين جواهرمجرد (لطايف) را به قدرت كامل خويش در چند موضع مختلف از بدن انسان به خاطر محبت وعشقي كه به انسان داشت به وديعه گذاشت در نتيجه اين جواهر (لطايف) اصول خود را به سبب وابستگي ها و موانع جسماني و لذت هاي نفساني فراموش كردند. هر گاه عنايت و مهرباني حق تعالي شامل حال بنده اي شود او را براي خدمت به ولي كاملي از اولياء خود مي رساند و آن ولي ابتدا ذكر را به او تلقين مي كند واورا به رياضت ومجاهدت براي پاكي و تزكيه باطن و صفاي آن امر مي كند. سپس شيخ كامل به لطائف او توجه مي كند پس در اين وقت لطائف اصول خود را به ياد مي آورد و در هر يك ميل به سوي اصل آن به سبب جذبات خداوندي كه به بركت توجه شيخ و به سبب ذكر و تفكر بسيار و حصول جذبات بر آن وارد مي شود ظاهر مي گردد. پس به اصل و سپس به اصل اصل مي رسد تا اينكه بهذات خالص كه خالي از صفات وشيونات مي باشد منتهي مي گردد. اما لطايف عالم خلق عبارتند از: نفس و خاك و آب و هوا و آتش مي باشد. براي هر لطيفه جايي خاص و ارتباطي با بعضي از اعضاي بدن است موضع لطيفه قلب زير پستان چپ به فاصله دو انگشت و محل روح زير پستان راست به فاصله دو انگشت ومحل سِر بالاي پستان چپ مائل به وسط سينه مي باشد. و محل خفي بالاي پستان راست اندكي مائل به وسط سينه و محل اخفي وسط سينه و محل نفس پيشاني است و محل خاك و آب و هوا و آتش كل بدن است. و خداوند متعال هر يك از لطائف را در قرآن مجيد ذكر فرموده است. اما كيفيت گرفتن ذكر اسم ذات نزد نقشبنديه اين است كه شيخ مريد را بعد از طهارت كامل جلوي خود بنشاند و ار دو زانوي مريد را به هر دو زانوي خويش بچسباند چنانچه جبرئيل امين با سرور كائنات (ص) انجام داد و سپس مرشد با دست راست خود دست راست مريد را بگيرد و او را از تمامي زشتي ها توبه دهد و به او امر كند كه از صاحبان حقوق طلب بخشش نمايد و چيزهايي را كه به ناحق از كسي گرفته به صاحبش برگرداند و بدعتها را ترك و به سنت عمل نمايد.سپس هر دو با هم يك مرتبه بگويند : امنت بالله و....و بعد هر دو با هم سه باربگويند: استغفر الله ربي.....و سپس با هم كلمه شهادت را سه مرتبه بگويند چنانچه نبي اكرم (ص) با حضرت علي به همين صورت عمل كرد. بعدا شيخ اين آيه را بخواند: ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله. سپس پير و مريد دستهاي خود را بر زانوهاي خويش بنهند و چشمان خويش را ببندند و بعد شيخ دست خود را بر دل مريد زير پستان چپ بنهد و به مريد ذكر اسم ذات الله تعالي را تلقين دهد. اين طريقه از منزلت و درجات والايي برخوردار است كه در اين باب شعري عربي سروده شده است كه ترجمه اش چنين است: " شان و مرتبه گروه نقشبنديان بسيار بالاست و ايشان را ميان گروهها هيچ مانندي نيست " " همواره سواران در راه پوشيده و پنهان تا حريم پاك و صاف كبريا مي روند چنانچه مي خواهند " " به سبب صحبت ايشان وسوسه هاي خلوت گزيني و دوري از مردم محو مي شود وبوسيله جاذبه يصحبت ايشان باطن سالك هدايت و راهنمايي مي يابد" "و اگر كوتاه نظري روزي درباره ايشان اعتراض كند پس من سخن او را نه مي گويم ونه مي شنوم و نه توجهي مي كنم " "و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم" + نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388 20:58 توسط "طهورا" |
|