|
برای وصال دوست باید سختی ها کشید باید فرهادوار تیشه بر کوه زد ومجنون وار به بیابان! کاش می دانستم عشق واقعی به هجران منجر می شود یا وصال؟ ولی ای کاش زنگارهای سیاه قلبهایمان کنار می رفت و به عشق خدایی می رسیدیم. خدایا مرا عاشق خودت کن و عاشق بمیران. + نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386 23:23 توسط "طهورا" |
......و حال که پنجره دیدگانم را به بغض ترکیده آسمان می گشایم و به آرزوهای محالم می اندیشم دیگر هیچ کس سراغ پرنده تنها را نمی گیرد ولی دیگر از برگ و باد و خزان و حرفهای دیگران هراسی ندارم و باز هم می گویم خدایا ! در این دنیا که قلبها از آهن و سنگ اند مرا به حال خود وا مگذار و به فریادم برس. + نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386 23:2 توسط "طهورا" |
بگذار قصه یافتن تو را برای کسانی که هنوز در پی گمگشته خود هستند بگویم. من تو را میان ستارگان آسمان یافتم آنجا که هر شب ستارگان ما را برای دیدنشان دعوت می کنند من تو را میان گلهای باغچه یافتم آنجا که هر روز شبنمی خندان به گلها سلام می دهد من تو را میان قاصدکهایی یافتم که هر روز برای دوستدارانت نوید روز شاد و پرامیدی را می دهند من تو را میان کهکشانها و دریاهایی یافتم که به عظمت و بزرگیت سجده می کنند. + نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386 22:53 توسط "طهورا" |
کوچه پس کوچه های قلبم پر از عطر حضور توست تویی که هر شب صدایت می زنم تا برایت از روزهای زندگیم بگویم و درد دل کنم و تو هر شب صبور و مهربان گوش می دهی بی آنکه خسته شوی. خدای خوبم: "دیگر جز تو هیچ کس در قلبم نیست وحالا در قلبم جشن حضور تو بر پاست تویی که کویر قلبم را سرسبز کردی ونورباران" + نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386 22:39 توسط "طهورا" |
|